دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

♥سَمیـــ ــرا♥

شعرهایی که وقت تنهایی به ذهنم تراوش می کنند... حرفهای دلم... از رنجی که می برم... رازهای نهفته د... درباره »
♥سَمیـــ ــرا♥
زن - مجرد
امتیاز: 7108

دنبال‌شدگان

(922 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(875 کاربر)

گروه‌ها

(30 گروه)

بازدید

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

زن قداست دارد . برای با او بودن باید مرد بود نه نر!

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

يبار رفتم استخر با دوستم يهو خواستم با دوستم شوخي كنم پيداش كردم رفتم از عقب يه لگد نثارش كردم بعد پرتش كردم تو استخر خودمم پريدم روش باهاش درگير شدم يهو چشم افتاد اونور استخر ديدم دوستم كنار استخر نشسته هيچ ديگه رفتم ته استخر ديگه بالا نيومدم

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

یادمه بچه که بودم یکی از دوستای بابام با خونوادشون اومدن خونه ما ، اسم پسرشونم محمد بود ... هر وقت اینو صداش میکردن من صلوات میفرستادم!!!! خخخخخخ

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

بچگیام که فامیلامون میومدن خونمون بچه هاشونو یه گوشه گیر میاوردم تا میخوردن میزدم ! البته خونشون که میرفتم تاااااا میخوردم میزدنماااا … فک و فامیل انتقام گیره داریم ؟؟

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

از جمله سرگرمیای مامانم اینه که تو خونه بگرده و از این و اون بپرسه اگه اینو نمیخوای بندازم دور … همین روزاس که بزارتم دم در

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

سلام چشم و گوشتون روشن که من اومدم

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

چقد خلوته برم بخوابم هم خسته ام هم دلم گرفته

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

خونمون کندو عسل زده به این گندگیبعد من الان رفتم نگاشون کنمیه دفعه لشکری از زنبور بهم حمله کردن و نیشم زدن دستم شده اندازه یه بالشت من چه جوری فردا با این دست افتضاح برم سرکار زنبورای الاخ

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

اوف................چرا تموم نمیشه

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

بچه بودم مادرم به من یاد داده بود تو خونه که تنها هستی کسی رو راه نده و خلاصه از این حرفای امنیتی که هر کسی به بچش میگه ! یه روز عمه و عموهام اومدن خونمون ، نزدیک ۱۰-۱۲نفر بودن ، منم که تنها خونه بودم اونارو راه ندادم ؛ هرچی اونا و همسایه ها میگفتن اینا فامیلاتونن من زیر بار نمیرفتم … تازه سرمو از پنجره می کردم بیرون اونارو با سنگ میزدم ! ینی یه همچین بچه مطیع قانونی بودم من

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

مامانم سوزنو گذاشته رو دسته مبل افتاده گم شده و همه جمع شدیم داریم دنبالش می گردیم ، اومده صحنه رو بازسازی میکنه یه سوزن دیگه میزاره میندازه ببینه کجا میفته ! هیچی دیگه الان همه داریم دنبال دوتا سوزن می گردیم

♥سَمیـــ   ــرا♥
0.860554001377665267_taknaz.jpg ♥سَمیـــ ــرا♥

منطقه ای حفاظت شده در چین که بچه پانداها رو به این صورت جابه جا میکنند تا احساس غریبی نکنه