سرباز وطن
می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … ! از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “ فهمیدم پای ” او ” در میان است . . .
سرباز وطن
تا بال و پر عشق به جانم دادند / در وادی عاشقان مکانم دادند
گفتم که کجاست کعبه اهل ولا / درگاه حسین را نشانم دادند
ایام سوگواری حسینی تسلیت باد
سرباز وطن
میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمیدهد ، پس خدانگهدار میگویم شاید از سر اتفاق ، یک نفر دست هایش تکان بخورد ....
سرباز وطن
عالم همه محو گل رخسار حسين است ، ذرات جهان درعجب از كار حسين است . داني كه چرا خانه ي حق گشته سيه پوش ، يعني كه خداي تو عزادار حسين است .....
سرباز وطن
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید / ماده ای در قفس اندازید و دلم شاد کنید ! . ( قناری دکتر شریعتی )
سرباز وطن
حماقت هایی هستند که با یادآوری آنها می خندیم و این حماقتها درد آورترین خاطرات زندگی ما هستند …
سرباز وطن
سرچشمه ی خیانت “دروغ” است و سرچشمه ی دروغ “ترس” و سرچشمه ی ترس گذشته ای ست که تو را ساخته است …
سرباز وطن
به سربازی روم با کوله پوشتی به دستم داده اند یک نان خشکی به خط کردن تراشیدم سرم را لباس ارتشی کردن تنم را لباس ارتشی رنگ زمین است سزای هر جوان آخر همین است
سرباز وطن
انسانهای خوب همانند گلهای قالی اند
نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن ، دائمی اند !
سرباز وطن
امشب من فقط بخاطر ی نفر اومدم دنبالر ولی انگار خیلی دیر اومدم اون رفته .... همیشه همین جوریه خیلی زود دیر میشه!!!