دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sarina
زن - مجرد

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(47 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

sarina
sarina

دوستت خواهم داشت در سکوت ، مبادا در صدایم توقعی باشد که خاطرت را بیازارد .

sarina
sarina

چشمانم را باز میکنم و او نیست ، این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز است .

sarina
sarina

یادمان باشد : وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم ! در برابرش مسئولیم … در برابر اشکهایش ؛ شکستن غرورش ، لحظه های شکستنش در تنهایی و لحظه های بی قراریش …. واگر یادمان برود ! در جایی دیگر سرنوشت یادمان خواهد آورد ، واین بار ما خود فراموش خواهیم شد … . .

sarina
sarina

salmmmmmmmmm ber hme

sarina
sarina

. تو ب من میخندی؛چون با دیگران تفاوت دارم.من ب تو میخندم چون مثل همه هستی و فرقی با دیگران نداری

sarina
sarina

دررویاهایت جایی برایم بازکن،جایی که عشق رابشودمثل بازی های کودکی باورکرد....

sarina
sarina

بعضی وقتها آدمها الماسی تو دست دارندبعد چشمشون ب گردو می افته دولا میشن تا گردو رو بردارند ولی الماس از دستشون می افته تو شیب زمین قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره میدونی چی میمونه؟ی آدم،ی دهن باز،ی گردوی پوچ،و ی دنیاحسرت

sarina
sarina

. آنان‎ ‎که‎ ‎با‎ ‎افکاری‎ ‎پاک‎ ‎و‎ ‎فطرتی‎ ‎زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند....

sarina
sarina

. بعضی آدمها یهو میان...یهو زندگیت و قشنگ میکنن...یهو میشن همه ی دلخوشیت...یهو میشن دلیل خنده هات...یهو میشن دلیل نفس کشیدنت..! بعد همین جوری یهو میرن...یهو گند میزنن به آرزوهات... یهو میشن دلیل همه ی غصه هات و همه ی اشکات...یهو میشن سبب بالا نیومدن نفست

sarina
sarina

تو کیستی که من بی تو اینگونه بی تابم، شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم، تو چیستی من از موج هر تبسم تو بسان قایق شکسته روی گردابم

sarina
sarina

پنجره ی باران خورده ات را باز کن،چند سطر پس از باران.... چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده....دلم برایت تنگ است

sarina
sarina

. خاطرم نیست تو از بارانی یا که از جنس نسیم،هر چه هستی گذرا نیست،هوایت، بویت،فقط آهسته بگو با دلم میمانی

sarina
sarina

اعتبار انسانها به حضورشان نیست,ب دلهره ایست که در نبودشان احساس میکنیم

sarina
sarina

. غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست غنچه آن روز ندانست كه آن گریه زچیست باغ پرگل شد و هر غنچه به گل شد تبدیل گریه ی باغ فزون ترشد و چون ابر گریست باغبان آمد و گلها را چید رسم تقدیر چنان است و چنان خواهد بود،میرود عمر ولی خنده به لب باید زیست

sarina
sarina

. آموختم كه خدا عشق است و عشق تنها خداست، آموختم كه وقتی نا امید می شوم خدا با تمام عظمتش،عاشقانه إنتظار میكشد تا دوباره به رحمتش امیدوار شوم،آموختم اگر تاكنون به آنچه خواستم نرسیدم خدا بهترش رابرایم درنظرگرفته، آموختم كه زندگی سخت است ولی من از زندگى سخت ترم