sasan
مرد آمد و دردی به دل عالم شد ، از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسید تا آدم ، آدم شد.
زامبــــی
از خدا پرسیدم خدایا چه چیزی تو را ناراحت می کند؟ خداوند فرمود : هر وقت بنده ای با من سخن می گوید ، چنان به حرفهای او گوش می دهم که گویی به جز او بنده ی دیگری ندارم. ولی او چنان سخن می گوید که انگار من خدای همه هستم الا او.
سـلـام بـه #دنبالر خـوش اومـدیـن 
15 سال و 4 ماه و 1 روز و 21 ساعت و 58 دقيقه قبلمرسی
15 سال و 4 ماه و 1 روز و 21 ساعت و 47 دقيقه قبلسلام ساسان جان
به #دنبالر خوش اومدی 
15 سال و 4 ماه و 1 روز و 21 ساعت و 3 دقيقه قبلسلام به دنبالر خوش اومدین
15 سال و 4 ماه و 1 روز و 19 ساعت و 53 دقيقه قبل