دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Sara Ahmadi

Sara Ahmadi
زن - متاهل
امتیاز: 74.7

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(23 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

آنکس که بداند و بداند که بداند باید برود غاز به کنجی بچراند آنکس که بداند و نداند که بداند بهتر برود خویش به گوری بتپاند آنکس که نداند و بداند که نداند با پارتی و پول خر خویش براند آنکس که نداند و نداند که نداند برپست ریاست ابدالدهر بماند

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

آیا میدانید یک قطره آب دارای ۱۰۰ میلیارد اتم است

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

چرا نمي‌گويم بيشتر؟ بيشتر نيست. «يکي» بيشترين عدد ممکن است

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

گه تو یه رابطه عشقی کسی بهتون گفت عزیزم من بدون تو نمیتونم محکم بغلش کن و تو گوشش بگو این گوهی که الان خوردی دیگه نخور عشقم!!!

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

بارون كه ميزنه آدم ناخوداگاه ياد سه چيز ميفته : سهراب و شعرش قميشی و صـــداش شهردار و عمـــــــــش

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

یه دوس دخترم نداریم بهش بگیم فقط با توم و به هیچ دختری محل نمیزارم بعد فرداش مارو با یه دختر تو خیابون ببینه بیاد جلو زارت بزنه تو گوشمون بگه این کیه و اون دخترم زارت بزنه تو گوشش بگه من خواهرشم تو کی هستی؟

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

هرکی ارمنی بلده بخونه( هیراکرس متشون یسراف نزن روز یرایم راشف تدوخ هب یراد یلیخ منکیم ساسحا) هرکی هم ارمنی بلد نیست از آخر بخونه

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشانــــدم و پارو زنان سوی تو فرستارم وقتی به ساحل نگاه تو رسیـــــــد تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به او گفت : - می خواهم ازدواج کنم . پدر خوشحال شد و پرسید : - نام دختر چیست ؟ مرد جوان گفت : - نامش سامانتا است و در محله ما زندگی می کند . پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید و گفت : - من متاسفم به جهت این حرف که می زنم . اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج کنی چون او خواهر توست . خواهش می کنم از این موضوع چیزی به مادرت نگو . مرد جوان نام سه دختر دیگر را آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود . با ناراحتی نزد مادر خود رفت و گفت : - مادر من می خواهم ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم پدر می گوید که او خواهر توست ! و نباید به تو بگویم . مادرش لبخند زد و گفت : - نگران نباش پسرم . تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی . چون تو پسر او نیستی . . . !

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

من مامانمو می خوام

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

sdaye ashkan fogholadas bachehaaaaaaaaaaa

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

خدا در دیر و بتکده و مسجد نیست .... لابلای کتاب های کهنه نیست .... این قدر نگرد .... گشتنت زمانیست که هدر می دهی ... زمانی که می تواند بهترین ثانیه ها باشد .... ..... خدا در خانه ای است که تنهایی در آنجا نیست، در جمع عزیزترین هایت است ... خدا در دستی است که به یاری می گیری ... در قلبی است که شاد می کنی، در لبخندی است که به لب می نشانی ......... خدا در عطر خوش نان است ، آنجاست که زندگی می کنی و زندگی می بخشی خدا در جشن و سروریست که به پا می کنی ... آنجاست که عهد می بندی و عمل می کنی ....

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

Sara Ahmadi
Sara Ahmadi

تنها نعمتي که براي تو در مسير اين راهي که عمر نام دارد آرزو مي‌کنم، تصادف با يکي دو روح فوق‌العاده‌است، با يکي دو دل بزرگ، با يکي دو فهم عظيم و خوب و زيبا است