دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

seguire

اگه سوالی هست بپرس از خودم ... درباره »
seguire

دنبال‌شدگان

(28 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(32 کاربر)

بازدید

seguire
seguire

متشکرم که منو مهمون چشماتون کردید ... نگاه هاتون همیشه بهاری...

seguire
seguire

دوست داشتن از عشق برتر است... عشق جوششی یک جانبه است. به معشوق نمی اندیشد که کیست؟ اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور، سبز می شود و رشد می کند و از این رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید... عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن. عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد. عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن. عشق غذا خوردن یک گرسنه است و دوست داشتن "همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن"

seguire
seguire

آگاهی اگر چه به رنج ، ناکامی و بدبختی منجر شود ، طلیعه راه و طلیعه روشنایی ، طلیعه نجات بشریت است ،… از جهلی که خوشبختی ، آرامش ، یقین و قاطعیت میآورد ، هیچ چیز ساخته نیست

seguire
seguire

مادرم میگفت عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام

seguire
seguire

ر باغ ” بی بر گی ” زادم .. و در ثروت فقر غنی گشتم … و از چشمه ی ایمان سیراب شدم … و در هوای دوست داشتن ، دم زدم … و در آرزوی آزادی سر بر داشتم … و در بالای غرور ، قامت کشیدم … و از دانش ، طعامم دادند … و از شعر، شرابم نوشاندند … و از مهر ، نوازشم کردند … و ” حقیقت ” دینم شد و راهِ رفتنم … و ” خیر ” حیاتم شد و کارِ ماندنم … و ” زیبایی” عشقم شد و بهانه ی زیستنم …

seguire
seguire

من در برابر تو کیستم ؟ و آنگاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم و مرا صدفی که مرواریدم توئی و خود را اندامی که روحت منم و مرا سینه ای که دلم توئی و خود را معبدی که راهبش منم و مرا قلبی که عشقش توئی و خود را شبی که مهتابش منم و مرا قندی که شیرینی اش توئی و خود را طفلی که پدرش منم و مرا شمعی که پروانه اش توئی و خود را انتظاری که موعودش منم و مرا التهابی که آغوشش توئی و خود را هراسی که پناهش منم و مرا تنهائی که انیسش توئی و ناگهان سرت را تکان می دهی و می گویی : نه ، هیچ کدام ! هیچ کدام ، این ها نیست ، چیز دیگری است ، یک حادثه دیگری و خلقت دیگری و داستان دیگری است و خدا آن را تازه آفریده است هرگز ، دو روح ، در دو اندام این چنین با هم آشنا نبوده اند ، این چنین مجذوب هم و خویشاوند نزدیک هم و نزدیک هم نبوده اند … نه ، هیچ کلمه ای میان ما جایی نمی یابد … سکوت این جاذبه مرموزی را که مرا به اینکه نمی دانم او را چه بنامم چنین جذب کرده است بهتر می فهمد و بهتر نشان می دهد .

seguire
seguire

هنگامی که یک انسان بزرگ را می شناسیم که در زندگی موفق زیسته است روح او را را در کالبد خویش می دمیم و با او زندگی می کنیم و این ما را حیاتی دوباره می بخشد…

seguire
seguire

ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود. ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب! عشق بی ایمان های و هوایی است برای هیچ و عطشی است به سوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است که آن را نمیشناسی مگر به آن برسی و چون به آن برسی و چون به آن رسیدی همچون سایه ای موحوم محو می گردد و جز خاکستر یاس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند. عشق بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیست و چون هست شد نیست میگردد.این عشق با وصال پایان میگیرد و آن عشق با وصال آغاز

seguire
seguire

سلام . خسته نباشید ... اجازه میدین یه چند دقیقه ای مهمون چشماتون باشم ؟

seguire
seguire

از اینکه امروز مهمون چشماتون بودم خوشحالم ... نگاههاتون همیشه زیبا ...

seguire
seguire

نزدیک تر به خدا من باید فرود آیم ، نباید بنشینم ، سال هاست ، از آن لحظه که پر بر اندامم رویید و از آشیان ، از بام خانه پرواز کردم همچنان می پرم. هرگز ننشسته ام ، و دیگر سری نیز به سوی زمین و به شواد پلید شهرها و بام های کوتاه خانه ها بر نگرداندم ، چشم به زمین ندوختم ، پروازی رو به آسمان ، در راه افلاک و هر لحظه دورتر و بالاتر از زمین و هر لحظه نزدیک تر به خدا !

seguire
seguire

با قلمم می گویم : ای همزاد ٬ای همراه ای هم سرنوشت ٬ هردومان حیران بازیهای دورانهای زشت ٬ شعرهایم رانوشتی ؟ دست خوش .... اشک هایم را کجا خواهی نوشت....

seguire
seguire

کاش در دنیا ۳ چیز وجود نداشت:۱-غرور ۲-دروغ ۳-عشق.انسان با غرور می تازد با دروغ می بازد و با عشق می میرد!

seguire
seguire

مرا دید و نشناخت ... این درد بود …

seguire
seguire

بروی این زمین برای شاهینی چون من جای نشستن نیست