sepehr1988
آقا صبح رفتم پارکینگ پراید 111ex روورداشتم ! داداشم اومده میگه امروز من لازمش دارم تو پراید 132 رو وردار! گفتم خوب تو کارتو با اون پراید 141 راه بنداز تا من این 111sx رو بدم به دایی که بره تعمیرگاه باهاش پراید صبا رو بیاره؛ ماشینامون :O
sepehr1988
خـیـــلـــى بـــده احــســاس كــنــى مــثــل دارویــى ؛ فقط وقت نیاز ازت استفاده كنند......
sepehr1988
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﻲ ﻣﻬﻢ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻭ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺭﺍﻫﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﺮﺍﻳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻳﺎﻓﺘـــــــ ... ﻧــه ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻭ ﻧــــه ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺟﯿﺢ .!!!
sepehr1988
اگه یه روز من مُردم و تو منو دوست داشتی پنج شنبه ها بیا سر ِ مزارم و گلِ سرخی رو روی قبرم بذار تا همیشه اون گلی که بهت داده بودم رو به خاطرم بیارم ... ولی... اگه تو مُردی ... من فقط یه بار میام مزارِت... میام و اون دسته گلِ سفیدِ مریم رو که با خون خودم سرخشون کردم ،برات میارم وعاشقانه کنارت جون میدم تا بدونی هیچ وقت تنها نیستی
sepehr1988
خدایا ما که نمیتونستیم ماشین 20 ملیونی سوار شیم . . . . . . مرسی از اینکه ماشین مارو کردی 20 میلیون...!!!
sepehr1988
یکی از فانتزیام اینه که سر میز شام وختی که همه دارن غذا میخورن من هی با غذام بازی کنم بعد بابام خَعلی باکلاس بهم بگه آ قربونش برم چرا غذاتو نمیخوری ؟ بعد من با یه لبخند ملیح بگم مرسی پدر میل ندارم … ولی لامصب یا همیشه مِث گاو میخورم یا بابام یه خورده سنگین برخورد میکنه و کلمات رکیک استفاده میکنه که چون اینجا خونواده نشسته از گفتنش معذورم
sepehr1988
از دنیای دیگری به این دنیا اومدی تا چشم وا کردی گریه کردی شاید به خاطر این بود که از بازی دنیا میترسیدی وارزو میکردی به دنیا نمیومدی ولی حالا سال ها از اون ماجرا گذشته امروز تو از برگشتن به اون دنیا شرم داری این و بدون خداوند بزرگه ومیبخشه
sepehr1988
همه چیز خنده دار بود ! داشتن تو ....بودن من .....ماندن ما
sepehr1988
هر زنی برای شناخت مردان کا[!]ت یکی از آنها را خوب بشناسد ولی یک مرد حتی اگر با تمام زنها آشنا باشد یکی از آنها را هم خوب نمی شناسد.
sepehr1988
هوا سرد است اما سرما نمیخورم تو نگران نباش ، کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را پوشانده است . . .
sepehr1988
سعی کن تو زندگی درخت باشی ؛ که اگه کسی بهت لگد زد ! شکوفه بارونش کنی !
sepehr1988
یکی از بدیهای داشتن دوست دختر خوب اینه که گستره انتخابهای بعدی رو محدود می کنه.
sepehr1988
.قرار بود با یه اسبِ سفید برم دنبالِ دختر آرزوهام بعد به این نتیجه رسیدم یكی دو تا نیستن كه حالا قرار شده . . . . . .
sepehr1988
یکی از فانتزی های بچگیم خون دماغ شدن بود ! خیلی حس و ژست باکلاسی بود . . . همه بهت توجه می کردن در حد شهید زنده !
sepehr1988
جلد گرفته ام عشقم را با خیال و خاطره تا مبادا که تا بخورد حتی گوشه ای از احساسم زیر دست این همه تنهایی …