sepidar
بستنی زعفرونی با یه شیشه دلستر لیمویی با یه گلوی باد کرده و صدای گرفته از سرما خوردگی و یه حال خراب !
sepidar
آدم گاهی دلش بودن های یه نفر و نبودن های چندین نفرو میخواد ... ولی همیشه برعکسه !
sepidar
به قول علی رضا روشن : عطر تو در هواست ... می آیی ، یا رفته ای ؟ ...
sepidar
از علائم پریشان حالی این روزام همین بس که به جای رمز کارتم تاریخ تولد تو رو میگم ...
sepidar
سخت تر از جداییا وقتیه که باورت میشه دیگه بر نمیگرده ...
sepidar
سخت بود ولی شد .... ثبت شد به نام تو ، به نا ما ... به نام پایان !!
sepidar
خیلی خوبه که تو حداقل یکیو داری که واست شعر بگه و گریه کنه ...
sepidar
باز هوا سرد شده و من همش نگران اون دستاتم که توی سرما با هیچی به جز دستای من گرم نمیشه ...
sepidar
هنوزم می تونم وقتی داری بهم فکر میکنی بهت زنگ بزنم ... می خوای امتحان کنیم ؟؟
sepidar
من با استعداد بودم . یعنی هستم . بعضی وقتها به دستهایم نگاه میکنم و فکر میکنم که میتوانستم پیانیست بزرگی بشوم . یا یک چیز دیگر . ولی دستهایم چه کار کرده اند؟ یک جایم را خاراندهاند ، چک نوشتهاند ، بند کفش بستهاند ، سیفون کشیدهاند و غیره .دستهایم را حرام کردهام . همینطور ذهنم را...! "چارلز بوکوفسکی"
sepidar
تو چه قدر هیچ وقت نفهمیده بودی و من چه قدر هیچ وقت نگفته بودم ...