تو همون بودی که من خوابشو دیدم تو همونی که می خواستم براش بمیرم تو همون فرشته ای از جنس آدم تو واسم نشونه از خدای عالم تو همونی که تو خنده هام شریکی توی درد و قصه هام واسم طبیبی تو همون رویای پاکی که توی شب های من بود تو یک قطره از خدایی تو همون بودی که هستی که می خوام براش بمیرم ی زمانی یکی این رو زر زر میکرد بیخ گوش ما حالمون ب هم میخورد
يه زماني بود انقدر فراووني بود، روزي چنتا شماره مي گرفتی ! از توش يكي رو انتخاب مي كردی زنگ مي زدی، بقيشم ميدادی مستحق ! الان يه شماره گير مياري ميفهمي سه تا از دوستاتم دارن!
خدايا اين انصاف نيست كه فقط يكبار به دنيا مي آييم ؛ و روزي هزار بار ميميريم ، اينكه بهشت و جهنم داري ؛ جهنم را نقد و بهشت را وعده سر خرمن ميدهي ، اين انصاف نيست كه براي عده اي نفس كشيدن هم با اجازه و عده اي نفس گرفتن سر خود ! خدایا انصافت کجا رفته ... ؟! ما هم آدمیم ... !!!
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 15 ساعت و 26 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 12 ساعت و 49 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 31 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 14 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 2 روز و 11 ساعت و 41 دقيقه قبل