setare
سلام صبح همه به خیرو شادی باشه
setare
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم كنی شاید امشب سوزش این زخم ها را كم كنی آه باران من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم كنی
setare
یک نفردلتنگ است یک نفرمی گریدیک نفرسخت دلش بارانی است یک نفردرگلوی خویش بغض خیس وکالی داردیک نفرطرح وداع میکشدروی گل سرخ خیال......
setare
دل اگر بهر عزیزان نشود گاهی تنگ نامش هرگز ننهم دل ، که به آن گویم سنگ
setare
دوستی شوخی سرد آدماست ، بازی شیرین گرگم به هواست ، واسه کشتن غرورمن و تو ، دوستی توطئه ثانیه هاست
setare
دلتنگی هایم را به بند میکشم شاید روزی لایق گریبانت شوند
setare
دو راهب و یک دختر زیبا :دو راهب در مسیر زیارت خود ، به قسمت کم عمق رودخانه ای رسیدند. لب رودخانه ، دختر زیبائی را دیدند که لباس گرانقیمتی به تن داشت. از آنجائی که ساحل رودخانه مرتفع بود و آن دختر خانم هم نمیخواست هنگام عبور لباسش آسیب ببیند ، منتظر ایستاده بود . یکی از راهبها بدون مقدمه رفت و خانوم را سوارکولش کرد.سپس او را از عرض رودخانه عبور داد و طرف دیگر روی قسمت خشک ساحل پائین گذاشت .راهبها به راهشان ادامه دادند.اما راهب دومی یک ساعت میشد که هی شکایت میکرد : ” مطمئنا این کار درستی نبود ، تو با یه خانم تماس داشتی ، نمیدونی که در حال عبادت و زیارت هستیم ؟ این عملت درست بر عکس دستورات بود ؟ “ و ادامه داد : ” تو چطور بخودت این اجازه رو دادی که بر خلاف قوانین رفتار کنی ؟ “ راهبی که خانم رو به این طرف رودخونه آورده بود ، سکوت میکرد ، اما دیگر تحملش طاق شد و جواب داد:” من اون خانوم رو یه ساعت میشه زمین گذاشتم اما تو چرا هنوز داری اون رو تو ذهنت حمل میکنی ؟! “
setare
hiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii donbaleriune azizam
سلام .
14 سال و 6 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 29 دقيقه قبلسلام
14 سال و 6 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 26 دقيقه قبل


14 سال و 6 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 25 دقيقه قبل