❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
راضی بودم حتی زیرسقف برگ باتوباشم تنها
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
غمگینم.....وقتی همه جفت ها تنهاییم رابه رخم میکشند...حتی جورابهایم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
گفتی بازی بردوباخت دارد.....ولی زبانم بندآمدبگویم من بازی نکردم....من باتوزندگی کردم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
خدایا...آدم هایی راکه آفریده ای تبدیل به سنگ شدند...باران کافی نیست...ابراهیم رابفرست
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
دیگردردفترخاطراتم....چیزی نخواهم نوشت....حتی ازدلتنگی ها...توکه نیستی یادآوری روزهای تلخ تمام تنم رامیلرزاند....کاش بودی....
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
قلب کال من درفصل دستهای تومیرسد....فصلی برای تمام رویاها...دستی برای تمام فصل ها
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
خدایامیخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم...دیگرزمین بوی زندگی نمی دهد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
حکایتم حکایت درختی ست که رویش علامت زده اند قطع شودآن هم دربهار...
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
بدون چتربه سمت من بیا...تاخیس شویم...اینجا...باران دلتنگی می بارد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
دیروزپینوکیوآدم شد...وامروزآدمهاپینوکیو...من ازعاقبت مادربزرگ میترسم اگرفرداشنل قرمزی گرگ شود
ممنون دوست خوبم
13 سال و 6 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 50 دقيقه قبل


13 سال و 6 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 24 دقيقه قبل