❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
ازتومی نویسم بدون قلم فقط باتراشه های دلم می بینی....تو...راکه ازاین واژه هامیگیرم هیچ حرفی برای گفتن نمی مونه...مخاطب خاص من
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
چه جوری میشه به تاولهای کف پاگفت که تمام مسیرهایی که رفتیم اشتباه بود؟
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
دردیعنی...مرورمسیج هایی که یه روزی باورشان داشتی...وامروزبه دروغ بودنشان ایمان آوردی
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
اردیبهشت واینهمه دلتنگی؟؟؟نه...شایدفرشته ای فصل هارابه اشتباه ورق زده باشد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
کوچه های قدیمیو باریک می ساختن تاآدمهابهم نزدیکترشوند..حتی دریک گذر...اکنون چقدرآواره ایم دراینهمه اتوبان پهن
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
بیاقدم بزنیم....من باتو...توباهرکه دلت خواست...فقط بیاقدم بزنیم...اصلابیاوبگذار...سایه ات باشم...سایه که آزار ندارد... دارد؟؟
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
امروزخاطراتت راسوزاندم..امابوی خوش هیزمش بیقرارم کرد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
دلتنگ کودکیم...یادش بخیر...قهرمیکردیم تاقیامت......ولحظه ای بعدقیامت میشد..
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
ازتشییع جنازه می آیم...جایتان خالی..دلم روباتمام آرزوهاش زنده به گورکردم..