shabgard_tanha
نگران رفتن ها نباشید,زمین گرد است...
shabgard_tanha
مـــــــــــــرد است دیگر.. غرورش آسمان و دلش دریاست… تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد.. تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده.. تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟… مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد ایـن دَردی کِــه مَــن مـی کِشــم، دَرد ِ بـی *تــو بــودنــ نیستـــ !.!.! تـــاوان بـــا تـــو بـــودن استـــ !!!…
shabgard_tanha
دختر که باشی: اگر زیبا باشی, عطسه کردنت را هزار نفر لایک میکنند ؛ اما قیافه که نداشته باشی, عاشقانه ترین احساساتت خریدار ندارد.... پسر که باشی: اگه پولدار باشی قیافه ی زشتت از دیکاپریو خوشگل تر دیده میشود ؛بی پول باشی فقط کامنت آگهی ترحیمت لایک میخورد... و این حقیقت ...
shabgard_tanha
مهربانی نقش هر نقاش نیست / هر که نقشی را کشید نقاش نیست
نقش را نقاش معنا میدهد / مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست . .
shabgard_tanha
دندانپزشک آخرین دندان گرگ را کشید! نگاهی به صورت گرگ انداخت و پوزخندی زد گرگ زیر لب گفت:بخند....... اینست عاقبت گرگی که عاشق گوسفندی شده باشد!
shabgard_tanha
آهـآی مـرغ ِ عـشـق . . . فـخــر نـفـروش . .؛ مـعـشـوقـه ی تـو هـم بـه لـطـف قـفـســ وفـادار مـانـده . . .!
shabgard_tanha
گوشه اي ميگريستم ! عابري گفت حالتان خوب است؟ گفتم خوبم تنها تكه اي تنهايي در چشمم رفته است!
shabgard_tanha
در عجبند! از سیب خوردنِ من! که از آن فقط " چوبش " باقیست!! مگر این همه چــــــوب که خوردیم! از یک سیــــب شروع نشد؟!!
shabgard_tanha
دختر جوانی بر اثر سانحه ای زیبایی خود را از دست داد. چند ماه بعد، ناباورانه نامزد وی هم کور شد. موعد عروسی فرا رسید.مردم می گفتند: چه خوب! عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج، زن از دنیا رفت. مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را باز کرد. چون او هیچوقت نابینا نبود... ( نیم کیلو باش ولی مرد باش )
shabgard_tanha
گنجشکی باعجله و تمام توان به آتش نزديک ميشد و برميگشت! پرسيدند:چه ميکنی؟گفت:در اين نزديکی چشمه آبی هست ومن نوک خود را پر از آب ميکنم وآن را روی آتش ميريزم.گفتند: حجم آتش در مقايسه با آبی که تو مياوری بسيار زياد است و اين آب فايده ای ندارد.گفت: شايد نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند ميپرسد : زماني که دوستت در آتش ميسوخت تو چه کردی؟ پاسخ ميدهم : هر آنچه از من بر مي آمد ...انجام دادم ...