دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

shahin
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(11 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(14 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

shahin
shahin

shahin
shahin

shahin
(19).jpg shahin

2

shahin
(5).jpg shahin

1

shahin
(15).gif shahin

برهـــــــــنه میشوم .... از هر چه ... تعــــــصــــب چـــــــرکــــــــین..... که باد هم اگر آزاد است ... از برهــــــنگیـــــــــست

shahin
shahin

یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن...هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم. وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده راهشون رو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره... همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون... اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن. اینایی که همیشه میخندن .اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن اینا فرشتن...تنهاشون نزارین, داغون میشن

shahin
shahin

يواشــــكي دوستم داشته باش !آدماي دنيـــــــاي من،چشـــم ديدن عشــــق رو ندارن

shahin
shahin

گنه کردم گناهی پر ز لذت درآغوشی که گرم و آتشین بود.. گنه کردم میان بازوانی که داغ و کینه جوی و آهنین بود.. ... ... در آن خلوتگه تاریک و خاموش، نگه کردم به چشم پر ز رازش، دلم در سینه بی تابانه لرزید، ز خواهش های چشم پر نیازش.. در آن خلوتگه تاریک و خاموش، پریشان در کنار او نشستم، لبش بر روی لبهایم هوس ریخت، ز اندوه دل دیوانه رستم.. فرو خواندم به گوشش قصه عشق، ترا می خواهم ای جانانه من.. ترا می خواهم ای آغوش جانبخش، ترا ای عاشق دیوانه من.. هوس در دیدگانش شعله افروخت، شراب سرخ در پیمانه رقصید، تن من در میان بستر نرم، بروی سینه اش مستانه لرزید.. گنه کردم گناهی پر ز لذت.. کنار پیکری لرزان و مدهوش، خداوندا چه می دانم چه کردم، در آن خلوتگه تاریک و خاموش.

shahin
shahin

زن ملا مشغول پر کندن چند مرغ بود. گربه ای آمد و یکی از مرغ ها را قاپید و فرار کرد.. زن فریاد زد: ملا، گربه مرغ را برد. ملا از توی یکی از اتاق ها با صدای بلند گفت: قرآن را بیاور! گربه تا این را شنید مرغ را انداخت و فرار کرد. گربه های دی...گر دورش جمع شدند و با افسوس پرسیدند: تو که این همه راه مرغ را آوردی چرا آنرا انداختی؟! گربه گفت: مگر نشنیدید گفت قرآن را بیاور؟! گربه ها گفتند : قرآن کتاب آسمانی آنهاست به ما گربه ها چه ربطی دارد؟! گربه گفت اشتباه شما همین جاست ملا می خواست آیه ای پیدا کند و بگوید از این به بعد گوشت گربه حلال است و نسل مان را از روی زمین بردارد.

shahin
shahin

[لینک]