sheyda
تمام مزرعه کافر صدایش می زدند. گل آفتابگردان کوچکی که عاشق باران شده بود ....
sheyda
من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم / نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی / چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی / نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی ....

14 سال و 4 ماه و 3 روز و 10 ساعت و 26 دقيقه قبل