♥♥ دنيا ♥♥
نه شب چره میخواهم نه گپ و نار دانه فقط… یلداترین بوسه از لب هایت….
♥♥ دنيا ♥♥
و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد ، گاه از دو روزنه ی رخسارم ، گاه در نگاهی پوچ در تاریکی شب هایم ، گاه در باز دمی اندوهناک که با زحمت از قفس آزاد شده و پایانش خدا را شکر می گویند و گاه در وجودم که به هیچ پایانی نمی رسید مگر ،تنهایی، تنهایی، تنهایی
♥♥ دنيا ♥♥
وفای اشک را نازم که در شبهای تنهایی، گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم .
♥♥ دنيا ♥♥
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ، خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد ، طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت
♥♥ دنيا ♥♥
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد
♥♥ دنيا ♥♥
و من هنوز عاشقم ، آنقدر که می توانم هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد ، از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم و دست آخر همه را فراموش کنم !
♥♥ دنيا ♥♥
نقش اشکهایم را ، که با آهنگ غمناک تنهایی دلم روی دیوار خانه ی دلتنگیهایم می رقصند ، می کشم ! به امید اینکه روزی با اولین باران پاییزی شسته شوند .
اوووووووووووووووووووو

13 سال و 8 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 9 دقيقه قبل