♥♥ دنيا ♥♥
با طنابی که در پوسیدگی به استخوان های حوا می ماند و در نازکی به تار مویی وصلم به تو وصلی به من و وصله وصله است دل هایمان که به هم قرص بودند! بیزارم از این ناباوری از این "این پا و آن پا کردن" های دم ِ آخری بیزارم از اینکه عشق و خامه عشق و کشک یکی باشند! بیزارم از اینکه عشق تاریخ مصرف داشته باشد!
♥♥ دنيا ♥♥
بجای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری شاخه ای از آن را همین امروز بهم هدیه کن
♥♥ دنيا ♥♥
خــــدايـــــا ... تو که ميبيني من شاگرد خوبي نيستم . تو که ميبيني من درسهام رو خوب پس نميدم.. تو که ميبيني من در تمام امتحانات تو مردود ميشوم ... پس چــرا!!! پس چرا ،پرونده رو نميذاري زير بغلم و از اينجا بيرونم نميکني.؟؟؟!!!
♥♥ دنيا ♥♥
کاش دستان خدا پیدا بود، تا در آنوقت که بی حوصله و تنهایی و دلت از غم دنیا مملو، بزنی تکبه بر آن و بخندی به همه رنج جهان
♥♥ دنيا ♥♥
دنیا که خلوت تر بود، دنیا که خط خطی نبود، از اشعه و امواج و ارتباطات، قالیچه ای که پرواز کند محال نبود، حالا "تو" محالی، تو یی که همین جایی، تو که زاده شده ای سال ها قبل، تو که انسانی، نه پری یادم نبود، انسان بودن عجیب تر از پرواز عجیب تر از پری بودن است! اصلا بیخیال دریا هیچ وقت پری نداشت، حتی تمام آن سال ها که لی لی بازی عزیز تر از عاشقی بود! ما پری بودیم؛ ما پری بودیم که خیال می کردیم زنی زیر دریا ها مردی در آسمان ها زندگی می کند.
♥♥ دنيا ♥♥
قد کشیده ای تا ناکجایی که سر در نمی آوری از کجا بودن ِ من! دوست داشتنت را از سر راه نیاورده بودم که حالا بگذارم زیر قدم های قد کشیده ات لگدمال شود باید دوست داشتنت را بغل بگیرم و بگذارم ات و بگذرم! همان دو سه تا باران ، همان یک بوسه ، همین که شاعر شده ام حالا عمری را کفایت می کند!
♥♥ دنيا ♥♥
دیدے اے دل عاقبت زخمت زدند! گفتہ بودم مردم اینجا بدند! دیدے اے دل ساقہ جانت شکست! آن عزیزت عہدوپیمانت شکست! دیدے اے دل درجہان یک یارنیست! هیچ کس درزندگے غمخوارنیست! دیدے اے دل حرف من بیجانبود!
♥♥ دنيا ♥♥
هیچگاه دلت را به روزگار مسپار که دریایی از ناامیدی هست . دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید هست
♥♥ دنيا ♥♥
ما كه ميترسيم از هجرت دوست كاش ميدانستيم روزگاري كه بهم نزديكيم چه بهايي دارد و سفر يعني چه ؟ و چرا مرغ مهاجر وقت پرواز اين چنين سخت به خود مي لرزد؟
♥♥ دنيا ♥♥
خــدایا اگر نبودی دراز می کشیدم و می مُردم طاق باز ....
♥♥ دنيا ♥♥
روز تنهایی من... روز نیلوفری یاد تو بود یاد لبخند نگاهت ... یاد رویایی آغوش تو بود روز تنهایی من... چهره سرد زمین یخ زده بود گره مردمک چشم تو باز به نگاه شب تنهاییمان زل زده بود روز تنهایی وغم.! قدر دلتنگی من... آســـمان پــیدا بود