یه آقایی اومد جلوتر از من نوبتش گذشته بود..خلاصه به من گفت زورم میرسه میخوام زودتر ازت کارمو انجام بدم...یعنی اگه یه انگشت به من میزد کل بانک خراب میشد از بس بزرگ بود...من جلوش مورچه بودم...منم اینجوری...خلاصه دید اعصاب ندارم گفت خب بابا چرا شلوغش میکنی..
آبرين مسيحا
دمت قيژژژژژژژژژژژژژژژژژ
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 46 دقيقه قبلهو مسيحوي بوگندو بترك
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 46 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 45 دقيقه قبل توسط موبایلmasuha daram barat
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 44 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 43 دقيقه قبل توسط موبایل