دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

♥♥ دنيا ♥♥

\\\\\\\"ﺯﻥ\\\\\\\" ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﺸـﻘﻢ ﻧﺎﯾﺴﺘﻢ!ﻣﻦ ﺍﺯﻗﺒﯿﻠﻪ \\\\\\\"ﺯﻟـﯿﺨﺎ\\\\\\\" ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻋﺸﻘﺖ رﺍﺟﺎﺭ ﻣﯽﺯ... درباره »
♥♥ دنيا ♥♥
زن - مجرد
امتیاز: 18287

دنبال‌شدگان

(1645 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1013 کاربر)

گروه‌ها

(17 گروه)

بازدید

♥♥ دنيا ♥♥
♥♥ دنيا ♥♥

بابا اين انرژي روزانه چيه سمت چپ صفحه من هر جا ميرم باهام مياد ميزنم تو دهنشهاااااااااااااا يكي بهش بگه دنبال من راه نيفته من اعصاب ندارماااااااااااا

Mehdi I
Mehdi I

اخ دلم تنگ سبزی پولوی تند با شنگر و ماهی سلمون شب عیدم + اسفناج ترش + وسیب زمینیش !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

من از ساعت هفته دنبالرم تازه یادم افتاده سلام ندادم سلام جمیعا

soul age
soul age
در سلام

سلامی به تازگی بهار به دوستان خوبم در گروه سلام

Mehdi I
Mehdi I

سلاممممممممممممممممممممممممممم من امدم چه هوای توپیه دیشب ساعت 2:34 خوابیدم صبح 4:45 بیدار شدم امتحان داشتم قبول شدم خیلی شادم خسته نیستم 2:40 امتحانم بود تستی بزن زنگووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

samira
13 - 1.jpg samira

کدومش قشنگتره؟..................... زود جواب بدين

¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°`
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...

سلام به همه

ツkhale khatereツ
ツkhale khatereツ

سلام به همه.اخرین روزهای زمستونیتون بخمیر

مانی
مانی

سلام . سال نوی همگی پیشاپیش مبارک ... بامید دیداری مجدد

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

روزی میرسه که من هیچ جا نیستم ....ولی تا هستم باید شاد باشم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
▂▃▅▆▇█ şąεεđ █▇▆▅▃▂
▂▃▅▆▇█ şąεεđ █▇▆▅▃▂

Sob bekheir

♥♥ دنيا ♥♥
♥♥ دنيا ♥♥

خب سلااااااااااااااااااام من ديگه اووووووووووووووومددددددددددم صب همگي بخير و شادي

خــانـومـ ســـیــبシ
خــانـومـ ســـیــبシ

ببخش بر من ای دوست . . . راهی سفر . . . ببخش بر من گناهم را . . . بدان من شرمنده تو هستم دوســـتای عـزیزم ســال ِ نو پیشـاپیش بر شمـآ مبارک اُمیدوارم سـآل خوبی داشتــه بـاشین حـلال کـنین اگه بدی یا خوبی ازم دیدین

و 15 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مارچلو
مارچلو

دیشب واکنشی از یه دوست دیدم که ذهنمو خیلی مشغول کرد...... امروز وقتی میون صفحه های یه کتاب جدید میگشتم و به رسم بچگی کتابمو می بوییدم، همه این افکار به ذهنم خطور کرد . . . . . . . . . . . . به نام دانایی . . . . بو می کشم . . . . بو می کشد . . . . سرم را میان ورقهای کتابم می برم . . . . سرش را میان دستهایش که سیگاری میان انگشت دارد میبرد . . . . من از عطر کتاب، از جوانه های دیروز درختی که زندگی می بخشید مست می شوم . . . . او در فراموشی دود سیگارش غرق می شود . . . . من... او ... و باز هم من و باز او . . . . با خود می گویم اگر افکارمان جوانه می زد هنوز بوی کهنه جوانه های درختانی که امروز صفحه صفحه بر باورهایمان جوانه ای تازه می زنند و میوه دانایی می دهند را می فهمیدیم . . . . چه شد که من عطر کتاب را، بوی جوانه زدن را می بویم و آن جوانک طعم نخ سیگارش را، بوی دود سوختن را؟ . . . . . . . . کاش آن اتفاق نیافتاده بود که امروز به فکر فرو روم و این دو را، هر دو را، یکجا و در کنار هم، در طاقچه فکرم بگذارم . . . . این کجا و آن کجا

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.