من عذر میخوام اخه موقعی که این مطلب طنز میخوندم اعصابم از دست منابع آموزشی انگلیسی داغون بود. هرچی موضوع بدرد بخور توزمینه های علمی وکاری هستش انگلیسیه
دیشب دوباره
گویا خودم را خواب دیدم:
در آسمان پر میکشیدم
و لابهلای ابرها پرواز میکردم
و صبح چون از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پر دیدم
یک مشت پر، گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب من نفس میزد
آنگاه با خمیازهای ناباورانه
بر شانههای خستهام دستی کشیدم
بر شانههایم
انگار جای خالی چیزی...
چیزی شبیه بال
احساس میکردم!
مراحل پذیرایی از مهمان در خانواده ما 1. تعارف همراه اصرار فراوان 2. قسم دادن مرده و زنده طرف مقابل 3. توسل به زور بدین شرح که میوه یا غذای مورد نظر رو طی یک اقدام آکروباتیک به لبت نزدیک میکنن و میگن دیگه دهنی شد باید بخوری 4. ایجاد حس ترحم در مهمان، میگن ینی تو فک میکنی ما بدبختیم که هیچی خونه ما نمیخوری 5. تعارف نهایی: بخور حیفه، اگه بمونه مجبوریم دور بندازیم. در تمام موارد من
نه عمه تو یه دونه ای من همه جوره قبولت دارم
دنیا ای نکبت سیاه_گور ب گوری واس تو یکی که من دوره ای نبودم تو تنها نکبتی هستی که من قبولت دارم تو رفاقت .البته بعد از عمه گلپری چون عمه دست خیلی خیلی قدیمی_منه
الهي آمين
13 سال و 7 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 24 دقيقه قبل