دلتنگم . . . ! دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد . . . ! دلتنگ کسی که دلتنگیهایم را ندید . . . دلتنگ خودم . . . خودی که مدتهاست گم کرده ام . . . !
امروز رفتم عامپول بزنم وقتی طرف داشت عامپول میزد یییییهههههههو یه عطسه ی بولدوزری زد . . . ... . . هیچی دیگه امیدوارم بتونم به لطف خداوند مهربان و با دعای خیر مردم تا پاراالمپیک آینده ی جانبازان و معلولین برای کشورم افتخار آفرین باشم . آمین
این ازوناست که هیچوقت قدیمی نمیشه .............. دوتا نی نی پیش هم خوابیده بودن, پسره به دختره میگه: تو دختلی یا پسل؟ دختره میگه: نمی دونم, پسره میگه: بذال من بلم زیل پتو ببینم, میره و میاد میگه: تو دختلی, دختره میگه از كجا فهمیدی؟؟؟؟میگه: آخه جولابات صولتیه !
يادم مياد بچه که بودم بعضي وقت ها يواشکي بابامو نگاه مي کرديم که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال هاي ريزي بود که روي فرش ريخته شده بود من حسابي به اين کارش مي خنديدم چون مي گفتم ما که هم جارو داريم هم جارو برقي. چند روز پيش که حسابي داشتم با خودم فکر ميکردم که چه جوري مشکلاتم رو حل کنم يهو به خودم اومد ديدم که يک عالمه آشغال از روي فرش جلوي خودم جمع کردم..!
دستم را بالا می برم و آسمان را پایین می کشم می خواهم بزرگی زمین را نشان آسمان دهم ! تا بداند گمشده ی من نه در آغوش او . . . که در همین خاک بی انتهاست آنقدر از دل تنگی هایم برایش خواهم گفت تا سرخ شود . . . تا نم نم بگرید . . . آن وقت رهایش می کنم و می دانم کسی هرگز نخواهد دانست غم آن غروب بارانی همه از دلتنگی های من بود . ....