shahram mehr
زندگي جدولي است که هر کس در صدد حل آن بر آيد ، جايزه اش مرگ است . .
shahram mehr
دلم که تنگ میشود ... تنگ میشود دیگر.. نیاز به توضیح نیست ... ... شاید تو هم روزی دلت تنگ شد ... آن وقت میفهمی ... انقدر خسته دلتنگ هستم که نتوانم شرح دهم که دلتنگی چیست.... اما عجیب احساس دلتنگی میکنم... کاش میدانستی دلتنگی چیست.... کاش....
shahram mehr
شرمنده ام گفته بودم دست بر ديوار دور آن ور دريا مي زنم و تا هزاره ي شمردن چشم مي گذارم گفته بودم غبار قديمي تقويم را از شيشه هاي شعر و خاطره پاک نمي کنم گفته بودم صداي سرد سکوت اين سالها را با سرود و سماع ستاره بر هم نمي زنم اما دوباره دل دل اين دل درمانده تو را ميهمان سايه گاه ساکت کتاب و کاغذ کرد هي هميشه ..همسفر حدود تنهايي بگذار که دفتر دريا هم گزينه يي از گريه هاي گاه به گاه من باشد.. (ش_مهر)
shahram mehr
همه چیز را می توان حاشا کرد،
جز عطر آنکه دوستش می داری...