شهرداد
دور گردون است بگردانم , بگردان مست و حيرانم بگردان و بگردان من خمـار آن شــراب آخريـنم جـام می ام پر نـگهدار و بگردان باده از دستت گرفتـن پر بهاست لرزش دستـم بپـوشان و بگردان گردشـم سودی نباشد از برايـت سـر زجانم گيـر و مقبولم بگردان ساقيـا امشب پريشـانم پريشـان من ز من گير و بسـوزان و بگردان شب به پا شد جان و جانانم بجوشان قـرارم گيـر و بـگردان و بـگردان
شهرداد
آن خانه گزينم که مکانی نبود آن لحظه بجويم که زمانی نبود از جان هم از تن همه آزاد رها در بحر جنونم و کرانی نبود ياران وفا دوست گرفتار فنا غير از تو مرا نام و نشانی نبود خود اهل کجايم,همه عالم پس چيست درخواب و خيالم و جهانی نبود سرمست خيالم و خيالم همه توست زين مستيم از ميکده کانی نبود مردم همه شب تا به صحر در پی نان جز در گهه تو توش و توانی نبود
سلام سلامممممممم خوش اومدید به دنبالر
15 سال و 24 روز و 10 ساعت و 40 دقيقه قبلخوشحال می شیم به جمعمون بپیوندید