ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
دیدگانت را نبند ، نگاهت را ندزد ، تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم از گوشه ی چشمانت تلاوت می شود . . .
ُُُshakib
یادش بخیر زمانی که دبستانی بودیم تا معلم یک کتاب یا خودکار میخواست مثل جت میپریدیم و خودمونو تیکه تیکه میکردیم تا معلم خودکار یا کتاب ما رو بگیره خودشیرینی کنیم این امر مهم باعث افتخار ما میشد؟؟؟؟؟؟؟؟ - - کدومتون مثل من خوش بودید؟؟؟؟؟؟
ُُُshakib
با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود
ُُُshakib
سنگین ترین غروب من لحظه ی بی تو بودن است اگر ماندم که می آیم به سویت اگر مردم فدای تار مویت .
ُُُshakib
بچه رو بردیم آمپول بزنیم... پرستاره میگه:بخواب آمپولتو بزنم بچه میگه خوابم نمیبره...خب راست میگه دیگه ^_^
ُُُshakib
داغونم…داغون
به اندازه ى همان
قاضی که
متهم اعدامی اش
رفیقش بود…
ُُُshakib
بودم دیدم با دیگری شادتری رفتم
ُُُshakib
دنیای مجازی شلوغ ترین دنیای تنهاییست با همه کس هستی و با هیچکس نیستی…!
ُُُshakib
گرگها را دوست دارم"چون مرگ را میپذیرند" اما گردن به "قلاده"نمی دهند...
ُُُshakib
روز قیامت ....................
ُُُshakib
دختری با ظاهری ساده از خیابان گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت: چطوری سیبیلو؟ دختر خونسرد ، تبسمی کرد و جواب داد: وقتی تو ابرو بر میداری و مو رنگ میکنی و گوشواره میندازی من سیبیل میزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نداشته باشه !
ُُُshakib
دنیا 3 اصل داره: 1 خاطرات 2 غم 3 عشق با اولی زندگی کن دومی را به خاطر سومی تحمل کن.
ُُُshakib
هیچ شباهتی با یوسف نبی ندارم ! نه رسولم ! نه زیبایم ! نه عزیز شده ام ! نه چشم به راهی دارم ! فقط در چاه خاطرات تو افتاده ام …
ُُُshakib
با فامیلمون و پسرش که تازه کنکور داده بود نشسته بودیم داشتیم راجع به نتایج حرف میزدیم، که باباش از من پرسید تو کجا دانشگاه میری ؟ گفتم من زیاد درس نخوندم آزاد قبول شدم ، برگشت به پسرش گفت : خاک بر سرت یعنی تو از اینم کمتری ؟ <img src="