ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
امام محمّدباقر: هيچ بنده اي عالم نيست ، مگر اينکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زيردست خود را خوار نشمارد .
ُُُshakib
می دانم چا چشمانم گاهی بی اختیار خیس میشوند می گویند حساسیت فصلی است آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم
ُُُshakib
وای ... عجب غوغا میکنند در من ... واژه هایی که به وزن “تو” شعر میشوند !
ُُُshakib
برای تلفظ کوتاهترین کلمه "بله" یا "نه" خیلی بیشتر از یک نطق باید فکر کرد . پتیاگور
ُُُshakib
مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟ بـگـذارسـخـت باشم و سـرد !! بـاران کـه بـاریــد … چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه !!! خـورشـیـدکـه تـابـیـد … پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!! اشـک کـه آمـد … دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!! او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت . . . .
ُُُshakib
اگر همه می توانستند از استعدادهای خود درست بهره بگیرند، دنیا همان بهشت موعود می شد که همه می خواهند . زکریای رازی
ُُُshakib
وقتی به یک سلوک و آرامش خاص می رسی که همه چیز را پائین بیاوری و فقط « خــدا » را اون بالا نگه داری . .
ُُُshakib
سعادت مثل پروانه ایست که روی برگهای گل به خواب رفته باشد . به مجرد اینکه نزدیکش بروی بالهای خود را باز کرده و در فضا پرواز می کند . آندره تواید
ُُُshakib
ﺩﺍﻍ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﺎﺭﺍﺝ ﻣﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺩﺍﻍ ﺩﯾﺪﻥ ﮔﺎﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺁﺏ ﺩﺍﻍ ﺗﻮﺍﻟﺘﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺭﻧﮓ ﺁﺑﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻧﻬﺎﺩﻩ باشند !
ُُُshakib
مامانم هروقت میخواد بیاد تو اتاقم با یه شدت عجیبی در رو باز میکنه ! همین روزاست که اول گاز اشک آور قِل بده تو بعد با پاش بزنه درو بشکونه بیاد …
ُُُshakib
گرز برزگ زندگي ممکن است سرم را بشکند اما گردنم را خرد نمي کند. مثل چيني
ُُُshakib
حیف نون به باباش میگه : پنکه خراب شده باباش میگه : خوب معلومه پنج نفری زیرش میخوابین ، میخوای خراب نشه ؟!!
ُُُshakib
به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.