شایان
رفاقت قصه تلخی ست،که از نامش گریزانم.........
شایان
آنقدر به آدمهای روی زمین بی اعتماد شده ام که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا بپرم....زمین را از زیر پایم بکشند.....
شایان
شکسته گر چه طوفان شاخه هایم را...ولی شادم که در آنسوی فرداها تو را دارم...
شایان
باز نگران حال تو...وقتی پر از عشق توام....
شایان
هنوز نبودنت را یاد نگرفتم.....
شایان
به هرکس نیکی کنی اورا ساخته ای..وبه هرکس بدی کنی به او باخته ای...پس بسازیم ونبازیم...
شایان
شاید میان این همه نامردی باید شیطان را بستایم که دروغ نگفت ، جهنم را بجان خرید اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد.
شایان
بارون زد توشب کویروسه دل تنگم تو شدی بهونه.....
شایان
هرصبح که خورشیدسراز خاک درارد.دیوانه دلم حسرت دیدار تودارد...
شایان
بچه ها الان دارم میرم کلاس زبان ...see you later..bye
شایان
الان داشتم وبسایت آفتاب نیگاه میکردم یه مطلب دیدم که الان تو چشمام یه دریا اشکه... خبر مرگ نیما نهاوندیان مجری ورزش شبکه دو وقتی خوندم شوکه شدم...
شایان
عمرمان گذشت تاباورمان شد آنچه که باد برد ما بودیم نه برگ پاییز.........
شایان
امروز پوچ وبی معنا بود.......