شایان
وقتي که به روي من دزدانه نظر کردي ..ديدم ز کنار من مستانه گذر کردي....
شایان
واسه داشتن تو این بار حتی از خودم گذشتم ...
شایان
واسه چی نشستی منتظر... واسه اونی که قدرتو نمیدونه......
شایان
دلم خوش بود که میدونی دلم تنها و غمگینه....
شایان
هوا چقدر بوی عطر تو رو داره......
شایان
دیگه دارم به خودم شک می کنم ..آخه حرفامو نمی فهمه کسی...
شایان
به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم....
شایان
اگه باشی یا نباشی برای من تکیهگاهی.....
شایان
فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو با من.......
شایان
عشق گذشتن از مرز وجوده......
شایان
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش.....
شایان
تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار......
شایان
چگونه گریه سر کنم که یار غمگسار نیست....
شایان
عشق را شکستیم تا غرورمان نشکند..افسوس عشق که رفت دیگر غرورمعنا نداشت...عشقمان مایه ی غرورمان بود...