دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شیدا
زن - مجرد
امتیاز: 125.25

دنبال‌کنندگان

(95 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

شیدا
شیدا

ساعتها تنها زمانی می خوابند که بدانند تو در کنارم نیستی و دقیقه ها همیشه با سرعت می روند تنها زمانی که تو با منی.

شیدا
شیدا

غمگین ترین روز زندگی ما انسانها روزی است که احساس می کنیم باارزشترین موجود زندگیمون می خواهد به نبودنمون عادت کنه.

شیدا
شیدا

تــــــــو قــــول بـــده بــا هـمـیـــن بـهـــار خــواهــی آمـــد… مــــن هــر روز خــانــه ی دلـــم را تــکــان خـواهــم داد !!!

شیدا
شیدا

تنها برخی از آدمها بـــــاران را احساس می کنند ! بقیه فقط خیس می شوند … . .

شیدا
شیدا

رفیق معامله فسخ شد در قبال دنیا یک تار مویت را میخواستند ندادم

شیدا
شیدا

دیشب خدا را دیدم ! گوشه ای می گریست ، من نیز گریستم ! هر دو یک درد داشتیم : “آدم ها” …

این ارسال را بازنشر کرده است.
شیدا
شیدا

کاش می شد که شعار جای خود را به شعوری می داد تا چراغی گردد دست اندیشه مان . . . سکه ها همیشه صدا دارند اما اسکناس ها بی صدا پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود بیشتر آرام و بی صدا باشید . . .

شیدا
شیدا

برای کسی که با میل خودش رفته یک ثانیه دلتنگی هم حماقت محض است . . .

شیدا
شیدا

از دردهای کوچک است که انسان می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد لال می شوی

شیدا
شیدا

یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"** خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد.!** ** افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظرقحطی زده می آمدند.. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند..** مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"** ** آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!** افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان

شیدا
شیدا

در تصاویر حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید، هیچکس عصبانی نیست! هیچکس سوار اسب نیست! هیچکس را در حال تعظیم نمیبینید! در بین این صدها پیکر تراشیده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد! اینها اصالت ما هستند: مهربانی، خوشرویی، قدرت، احترام، ادب، نجابت

شیدا
شیدا

منتظران بدانند اگر قرار است با آمدن آفتاب بیدار شویم نمازمان قضاست

شیدا
شیدا

همیشه مادررا به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود… ********* ولی پدر ... یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد … ********* بیایید قدردان باشیم ...

شیدا
شیدا

مَن قَرَأَ القُرآنَ ابتِغاءَ وَجهِ اللّه وَتَفَقُّها فِى الدّینِ كانَ لَهُ مِنَ الثَّوابِ مِثلَ جَمیعِ ما اُعطِىَ المَلائِكَةُ وَالأنبیاءُ وَ المُرسَلونَ؛ هر كس براى كسب رضایت خدا و آگاهى در دین قرآن بیاموزد، ثوابى مانند همه آنچه كه به فرشتگان و پیامبران و رسولان داده شده، براى اوست. "رسول اكرم صلى الله علیه و آله"

شیدا
شیدا

دلم شکست ؟! عیبی ندارد شکستنی ست دیگر لعنتی ، می شکند اصلا فدای سرت قضا و بلا بود از سرت دور شد ...... اشکم بی امان می ریزد مهم نیست آب روشنی ست خانه ات تا ابد روشن...