MehraN
بزرگترین مقامی که تا امروز بهش رسیدم وقتی بود که تو دبستان مامور آبخوری شدم
MehraN
آهنگ گلپری جون آرمین نصرتی رو واسه یه روس فرستادم. حالا خوشش اومده میگه معنیش رو برام بفرست!! کسی کتاب مثنوی به زبون روسی داره قرض بده؟ وجهه ی کشورمون در خطره... این یه مسئله ملیه
MehraN
یاد گرفتم دستانم اینبار که یخ کرد دیگر دستانت را نگیرم . آستین هایم از تو با ارزشتر و ماندنی ترند …
MehraN
گرگ همان گرگ است ، شغال همان شغال و بین این همه حقیقت تنها آدم است که آدم نیست !!!
MehraN
گرمای تنت ارزانیه همان لاشخورها ... من سرمای تنهایی ام را به گرمای هوست ترجیح می دهم …
MehraN
میخواهم عوض شوم … چرا باید دلتنگ باشم ؟ تو باید دلتنگ شوی … می خواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشم ، در دورترین نقطه … دقت کن رسیدن به من آسان نیست ! اگر همتش را نداری آسیب به درخت نرسان ، به همان سیب های کرم خورده روی زمین قانع باش !
MehraN
گِل گرفته ام تا اطلاع ثانوی در قلبم را ، لطفا نگوید کسی “دوستم داشته باش” این یک قلم جنس را نداریم … تمام شد … من تعطیلم ! .
MehraN
اصولا آدم هایی که ارزش دوست داشته شدن را ندارند درست همان آدم هایی هستند که ما مصرانه سعی می کنیم دوستشان داشته باشیم … قانون حماقت ما نیازی به اثبات ندارد !
MehraN
احساس میکنم خودم نیستم. یه همچین حسی دارم.