shiva
یکی بگه قبله کدوم طرفه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نیشخند
shiva
به واژه ها اعتماد مکن ، کلمات فریبمان میدهند!!!! وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش برود ، فاتحه کلمات را باید خواند!
shiva
ای کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من می سپردم که مراقب باش جنس این جام بلور است پراز عشق و غرور است .مبادا بازیچه شود،می شکند.
shiva
نخ داخل شمع از شمع پرسید:چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟شمع گفت مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه و من اشک نریزم؟
shiva
یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم ، چون به نام تو رسیدم لحظاتي ماندم همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود ، همه تکرار تمنای تو بود . . .
shiva
بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود برسنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تيشه و تبر دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود
shiva
ب ياد ارزوهايم سكوتي ميكنم به وسعت فرياد...
shiva
خواستن ،همیشه توانستن نیست گاهی فقط، داغ بزرگی است که تا ابد بر دلت می ماند
shiva
مثل کشیدن کبریت در باد دیدنت دشوار است من که به معجزه ی عشق ایمان دارم می کشم آخرین دانه ی کبریتم را در باد هر چه بــــــادا بــــــــــاد!
shiva
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
shiva
مثل عکسای قدیمی .پری از خاطره و حرف مثل چشمه های جوشان .موقع آب شدن برف
shiva
هيچوقت شخصيت خودت رو براي كسي تشريح نكن، چون كسي كه تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره و كسي كه ازت بدش بياد باور نميكنه.
shiva
یگویند یک روزی هست .. که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ... و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی! فقط نمیدانم .... تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!
shiva
نمی تونم جدا باشم از این راهی که تقدیره از این راهی که هر ساعت به دنبال یه تغییره *** نمی تونم جدا باشم از این عقلی که زنجیره از این احساس آزادی که زندونی تدبیره *** نمی تونم جدا باشم از این فصلی که پاییزه از این چشمای بی نوری که از بارون لبریزه *** نمی تونم جدا باشم از این آغوش هرروزه از این گرمای بی منت که می بخشه و می سوزه *** نمی تونم جدا باشم از این قلبی که پر درده از این سوسوی امیدی که شاید باز برگرده *** نمی تونم رها باشم از این فکرای بیهوده از این بغضای تکراری و این احساس فرسوده *** منم لیلای بی مجنون که از اسمش گریزونه نمی تونم جدا باشم از این اسمی که مجنونه *** بیا بازم تو کاری کن نگو این عشق بیماره نگو این فکر کابوسی و این دیوار آواره *** بیا بازم کنارم تا که آغوشت پناهم شه بذار این عشق نافرجام تاوان گناهم شه *** نگو راهی ندارم جز همین راهی که تقدیره خدایا خوب می دونم واسه بخشیدنم دیره

14 سال و 1 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 17 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 14 دقيقه قبل توسط موبایل
14 سال و 1 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 13 دقيقه قبل