علي
درفلسفه وفاچنين آمده است : دل وقف شکستن است بيهوده نرنج .
علي
رودها آوازشان راازدست خوهند داد اگرسنگ هاراازپيش راهشان برداريم .
علي
سريش يک بيت اززندگي نيازبه سفري هفتادساله دارد .
علي
بزرگترين گمشده هاي مادرزندگي نزديکترين هابه ماهستند. !
علي
آدمياني که طبيعت خويش رانابودمي کنند براستي بي ريشه و مزدورند .
علي
آرزوکردن شرط نيست تحقق آرزوست .
علي
پيوند پاک پيوند ابدي است .
علي
سخن را زيوري جزراستي نيست .
علي
دوستي مهم ترين نيکبختي است .
علي
هيچ کدام ازماهمه چيزرادراختيارنداريم پس به هم نيازمنديم براي برآوردن نيازهايمان بايدبه ادب ميدان دهيم .
علي
آن چه سبب امنيت روح مي شود ايمان است ./ گارودي
علي
صداقت نخستين فصل دفتر دانايي است .
علي
داشتن پشتکار تفاوت ظريف بين شکست وکاميابي است .
علي
خوشبختي يعني هماهنگي باحوادث روزگار .