علي
اي شمع آهسته بسوز که شب دراز است .
علي
مثل پرستو کوچ کن اما هدفمند / مثل پروانه بمير : دردناک اما...عاشق .
علي
عميق ترين دردزندگي دل بستن به کسي است که هرگز به او نميرسي .
علي
درشبان غم تنهنايي خويش / عابدچشم سخنگوي تو ام .
علي
باورکنيم که همه ي ماخاطره ايم دير يا زود رهگذر قافله ايم .
علي
دست به دست هم دهيم دلهايمان يکي کنيم .
علي
چشمانمان رابرگذر قاصدک ها بازکنيم .
علي
ولي ميشه عشق روبايه شاخه گل اثبات کرد.
علي
عشق رونميشه بايک شاخه گل مقايسه کرد .
علي
عزيزان يادم رفت خدمتون عرضي دارم . به خدا از بي وفايي بعضي از آدمها ملولم اما چه بايد کرد ؟
علي
تازمان ديگر دست حق يارتان باد دوستان ارجمند .
علي
شب که مي رسد به خودم وعده مي دهم که فرداصبح حتما به تو خواهم گفت ؟
علي
درود برتمام عاشقاني که راه عشق راپيمودند وعشق رادرسينه حبس کردند وحرمت آنرا نگه داشتند...
علي
پلکهاي مرطوب مراباورکن اين باران نيست که مي بارد صداي خسته من است که از چشمانم بيرون مي ريزند .