#اتراف میکنم هروقت از #محله#دزاشیب رد میشدم فک میکردم نوشته #دراز شیب که البته این خطای ِِدید ِِ اون موقه که اشتباه میخوندمش فک میکردم معنیش اینه که اون محله شیبش زیاده همه چیشم باهم جور بود ، اسم و معنی و مدل ه خیابونش اما حالا که اسمشو عوض کردن معنیشو نمیدونم چرا اخه هی تند تند اسم ه خیابونارو عوض میکنن؟
پسر با ناراحتی از دختر پرسید آیا منوفراموش میکنی؟؟ دختر با بغض جواب داد: . . . . . . . . چگونه تورو فراموش کنم وقتی اسمت تو پسورد ایمیل منه؟! چشمان پسر پر از اشک شد پسرک سریع به خانه برگشت و ایمیل دختر را دزدید و با دوستانش دوست شد عمه هم نداشت
دیروز دراز کشیده بودم داشتم چنتا تمرین حل میکردم … بابام اومده منو دیده محکم گرفته منو که نتونم تکون بخورم بعد بلند بلند میگه : خانوم پاشو بیا اون دوربین عکاسی رو هم بیار یه صحنه ی نادر پیش اومده ! مامانم دوربینو آورده بابام یه عکس ازم گرفته میگه این صحنه هر صدسال یه بار پیش میاد!!! اگه این عکسو بذارم اینترنت معروف ترین آدم دنیا میشم … آیا من سر راهیم ؟؟؟ آیا فک و فامیله داریم ؟؟؟ آیا این داستان واقعی است ؟؟؟
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشکهایش را پاک میکرد و فنجانی قهوه مینوشید پیدا کرد …در حالی که داخل آشپزخانه میشد پرسید: چی شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت: هیچی فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته…؟!زن که حسابی تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشمهایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه…شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!زن در حالی که روی صندلی کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی یا ۲۰ سال میفرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و…! مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم!

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 3 ساعت و 7 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 11 روز و 3 ساعت و 6 دقيقه قبل