وقتی که دیگر نبود، من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت، من در انتظار آمدنش نشستم. وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد، من او را دوست داشتم. وقتی که او تمام کرد، من شروع کردم. وقتی او تمام شد، من آغاز شدم. " و چه سخت است تنها متولد شدن، مثل تنها زندگی کردن، مثل تنها مردن! "
سلام شیرین جان مرسی عزیزم ...
13 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 49 دقيقه قبلخوبی تو !؟
چه خبرا ؟
قربونت مرسي بد نيسدم
13 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 48 دقيقه قبلخداروشکر
13 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 46 دقيقه قبل