siavash
لم را ورق مي زنم به دنبال نامي كه گم شد در اوراق زرد و پراكنده ي اين كتاب قديمي به دنبال نامي كه من به دنبال نامي كه او به دنبال اويي كه كو؟!
siavash
این روزها من خدای سکوت شده ام .... خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود!
siavash
نمی دانم ، چرا میگویند : دیوانگان ، همیشه خندانند ! من خودم گاه گاهی ... گریه میكنم ....!!
siavash
شازده کوچولو می گفت : گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود اما ماندنی بود . این بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود
siavash
خوشبختی می تواند مجموعه بدبختی هایی باشد که به سرمان نیامده است
siavash
چقدر خوشحـال بود شیطــان وقتی سیب را چیدم ؛ گمان می کرد فریب داده است مرا ! نمی دانست تو پرسیده بودی مرا بیشتر دوست داری یا ماندن در بهشـــت را ... !
siavash
چه حکایت جالبیست ، کلمه ی زندگی با "زن" آغاز میشود و مردن با "مرد"...
siavash
یکنفر در همین نزدیکی ها
چیزی
به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است ...
خیالت راحت باشد
آرام چشمهایت را ببند
یکنفر برای همه نگرانی هایت بیدار است
یکنفر که از همه زیبایی های دنیا
تنها تو را باور دارد ...
siavash
اینجا زمین است ....... زمین گرد است .... تویی که مرا دور زدی ..... فردا به خودم خواهی رسید..... حال و روزت دیدنیست.....
siavash
هميشه پشت سرهرمرد موفقی ...
زنی هست كه نتونسته جلوی موفقيتش رو بگيره!!!
siavash
گـمان میـکردم قـانع بـاشی و بـه شـکستـن دلـم اکتـفا کـنی نه ایـنکه فستـیـوالـی از دروغ به راه بـینـدازی و در آخـر بـگویـی: "میـروم تا اذیـت نـشوی بـهتـرین مـن!"
siavash
سلطه گری را گفتند چه خوری ؟ گفت: گوشت ملت .گفتند:چه نوشی ؟ گفت: خون ملت.......گفتند: چه پوشی ؟ گفت: پوست ملت .وی را گفتند از چه راه اینها را بدست میاوری ؟ گفت: از جهل مردمان! گفتند، ازجهل چگونه نگهداری و مراقبت میكنی؟ گفت در جعبة طلائی خرافات!
siavash
کوچیک تر که بودم فکر می کردم بارون اشک خداست ولی مگه خدا هم گریه می کنه چرا باید دل خدا بگیره!!!! دوست داشتم زیر بارون قدم بزنم تا بوی خدا رو حس کنم اشک خدا را تو یه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمی بنوشم تا پاک و آسمانی شوم! آسمان که خاکستری می شد دل منم ابری می شد حس میکرم که آدما دل خدا رو شکستند و یا از یاد خدا غافل شدند همه می گفتند باران رحمت خداست ولی حس کودکانه من می گفت خدا دلش از دست آدما گرفته