siavash
دلتنگی من تمام نمی شود
همین که فکر کنم
من و تو ٫ دو نفریم
دلتنگ تر می شوم برای تو ...
siavash
زير باران عشق بايد رفت تا غبار تنهايي را شست، زير كدامين باران رفتم كه اينگونه خيس ولي تنهايم.
siavash
بی تکلم تکرار گام تو را پلک می زنم نزدیک تر بیا که از عشق به تو نزدیک تر منم
siavash
میگن برای شناختن آدمها باید یا باهاشون همنشین شد یا همسفر اما جاهای دیگه هم هست که آدمها خودشون رو نشون میدن اون زمانیکه میفهمن دوستشون داری یا برات مهم هستن.....!
siavash
میخواهمت چنانکه شب خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب را حتی اگر نباشی می آفرینمت چنانکه التهاب بیابان سراب را
siavash
قصه بگو تا بخوابم .. امشب قصه آمدنت را ميخواهم .. . ميخواني !؟ زندگي 3 لحظه اش زيباست ديدن تو خنديدن تو بوسيدن تو
siavash
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل...خوب است! مثل همین باران بی سوال، که هی می بارد...! که هی اتفاقا آرام و شمرده شمرده می بارد...
siavash
لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می شود، می تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می شود، شکست دهد. ((نارسیس))
siavash
گاهی وقتا یه اتفاقایی تو زندگیت میفته... که دلت میخواد بری اون بالا بالاها.. یقه ی خدارو بگیری و بگی... حالا خب که چی مثلا
siavash
يک قانوني هست که ميگه : تا قبل از اينکه پرواز کني هر چقدر خواستي بترس ، فکر کن ، شک کن ،دو دل شو ،پشيمون شو... اما وقتي که پريدي... اگه وسط راه پشيمون شدي بازي رو باختي
siavash
واژه های باران نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
siavash
خوبم.. باور کنید اشکها را ریخته ام غصه ها را خورده ام نبودن ها را شمرده ام.. .... این روزها که می گذرد...خالی ام.. خالی ام از خشم,دلتنگی,نفرت....و حتی از عشق خالی ام از احساس..!
siavash
مترسک ناز می کند کلاغ ها فریاد می زنند و من سکوت می کنم.... این مزرعه ی زندگی من است خشک و بی نشان