اینکه:>>>{ #اول_شرط احترام گذاشتن،/ بزرگ بودن سنی طرف باشه... رو قبول دارم...( البته تا جایی که احساس کنم طرف #ظرفیت_و_شخصیت احترام گذاشتن رو داره)/} اگه ببینم زیادیشه و رو دلش میمونه حالا میخواد طرف پیرمرد 90 ساله باشه../ از همون در #ترحم یا نهایتش بی خیالی وارد میشم و میگم:>>{ #این_نیز_بگذرد.../ تازه فهمیدم (یا حداقل تازه خودمو متقاعد کردم) که سن زیاد #دلیل_موجهی برای احترام گذاشتن نیست...!!!} تا وقتی چیزی به نام #شعور تو وجودت حس نکنی نباید از کسی #توقع احترام گذاشتن داشته باشی.../{ به شخصه به #رفتار_متقابل(احترام متقابل یا هر چیز متقابل) اعتقاد دارم.../ تا جایی که طرفم خوب باشه خوبم با بقیه افرادم یه آستانه تحملی دارم از حد که بگذره دیگه احترام گذاشتن بهش میشه #لوس_بازی که منم اهلش نیستم...!!!}
*خدایا!*
12 سال و 11 ماه و 23 روز و 1 ساعت و 10 دقيقه قبل*من دلم قرصه!*
*کسی غیر از تو با من نیست*
*خیالت از زمین راحت، که حتی روز روشن نیست*
*کسی اینجا نمیبینه، که دنیا زیر چشماته*
*یه عمره یادمون رفته، زمین دار مکافاته*
*فراموشم شده گاهی، که این پایین چه ها کردم*
*که روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردم*
*خدایا وقت برگشتن، یه کم با من مدارا کن*
*شنیدم گرمه آغوشت*
*اگه میشه منم جا کن…*