SilviA (✿◠‿◠) ♫•*¨*•♫♪
یادمان باشد! هر پس موندهای که من زمین میندازم قامت یه نفررو خم میکنه......
SilviA (✿◠‿◠) ♫•*¨*•♫♪
رفتم با سر افکندگی به بابام میگم رتبه های کنکورو دادن مجاز نشدم رتبم شده 2000تا مونده به آخر میبینم خوشحال شد رفته به همه تبریک میگه بهش میگم الان خوشحالیت به خاطره چیه؟ میگه فکر نمیکردم 2000نفر از تو خنگ تر وجود داشته باشه :-| . . از همین جا به بابام میگم: آوَرین آوَرین
SilviA (✿◠‿◠) ♫•*¨*•♫♪
Hardy: we'll be executed by sunrise. Laurel: I hope tomorrow be cloudy
SilviA (✿◠‿◠) ♫•*¨*•♫♪
آدم ها لالت می کنند... بعد هی می پرسند... چرا حرف نمی زنی؟! این خند دار ترین نمایشنامه ی دنیاست