sina
ازشب پرسیدم واسه عزیزترینم چه بنویسم / گفت بنویس بی توفردایی ندارم.
sina
من و تو دست در دست هم خواستیم اغاز کنیم، پس چرا قصه این گونه شروع شد: یکی بود، یکی نبود….
sina
تو میری و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم، ولی برای دیدن تو فقط همین یک لحظه باقیست…… هر جا که باشی، چه با من چه با دیگری خوشحالیت ارزوی قلبی من است!
sina
شمع شدی ، شعله شدی ، سوختی خاک تو سرت بعد ۸ ترم ، هیچی نیاموختی دست از طلب ندارم ، تا جان من برآید یا تن رسد به مدرک، یا جان ز تن درآید
sina
برای سلامتی آنهایی که تا یادی ازشان نکنی یادی ازت نمیکنن ، صلوات
sina
احساس تو نسبت به من از نظر عشق کدامیک از گزینه های زیر است ؟ الف ) گزینه ب ب ) گزینه ج ج ) گزینه د د ) میمیرم بر برات !!!