دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sina
امتیاز: 53.3

دنبال‌شدگان

(10 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(30 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

sina
sina

جون زن و بچتون و عزیزتون فقط 5 تای دیگه لایک بزنین تا بشه 10 تا جووووووووون عخشتون

sina
sina

@°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦° کشتین منو دخدرای خوب و قلب مهربون اینم برای سارا خانوم

این ارسال را بازنشر کرده است.
sina
sina

@احـســ انــ اینم برای داداش احسان گل گلاب

sina
sina

@ツ سارینا ツ ای جانم سارینا خانم اینم دومیش

این ارسال را بازنشر کرده است.
sina
sina

@مسیحا بنازم مسیحا خانم همه پستامو لایک کرد منم واسه جبران لایک پروفایلشو زدم

این ارسال را بازنشر کرده است.
sina
sina

یعنی من الان تو کفم که چرا یه لایک پروفایل هم نخوردم هیچ ادم خیری پیدا نمیشه

sina
sina

تفاوت گفتاری پسر و دختر در پای تلفن گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگلم... بوس بوس بوس گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر بعد از قطع کردن تلفن : دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه 

این ارسال را بازنشر کرده است.
sina
22222222222222.jpg sina

sina
sina

سوار اتوبوس شدم، رفتم تو، قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد میکنه فهمیدم آقایه کناری 3-2 بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. آقاهه گفت : ببخشید خانم 5 بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم. اعتراف میکنم برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم، مرد بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود 10 دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد!!

sina
sina

اعتراف میکنم بچه که بودم همیشه دلم میخواس یه جوری داداش کوچیکمو سر به نیس کنم! رفتم بقالی مرگ موش بگیرم آقاهه که میدونس چه فسقل مشنگیم بجاش آرد بهم داد منم ریختم تو قابلمه نهار! سر سفره وقتی همه شروع کردن به خوردن یهو گریه‌ام گرفت! با چشای خیس تا ته غذامو خوردم ک همه با هم بمیریم!!

sina
sina

اعتراف میکنم تا سنه 13-12 سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید و بند حجاب بود با روسری می‌شستم جلوی تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم. زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره!!

sina
sina

@✿.•*´BITA ✿.•*´ جسارت میخواهد نزدیک شدن به دورترین افکار زنی که روزها مردانه با زندگی میجنگد اما شبها بالشتش از هق هق های زنانه خیس است اری جسارت میخواهد

این ارسال را بازنشر کرده است.
sina
sina

سلام بروبکس

sina
8888888888888888888.jpg sina

عکس روز » رقص دختران ایرانی در عروسی !!! + عکس‌