مرکز: روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟ مشتری: سلام…من نمی تونم پرینت کنم. مرکز: میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و… مشتری: گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!
مشتری: سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه: «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم، اما کامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه…
مرکز: و الآن F8 رو بزنین. مشتری: کار نمی کنه. مرکز: دقیقاً چه کار کردین؟ مشتری: من کلید F رو ۸ بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته…
مشتری: کیبورد من دیگه کار نمی کنه. مرکز: مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟ مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم. مرکز: کیبوردتون رو بردارید و ۱۰ قدم به عقب برید. مشتری: باشه. مرکز: کیبورد با شما اومد؟ مشتری: بله. مرکز: این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا نیست؟ مشتری: چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه… اون یکی کار می کنه!
یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه… مرکز: شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟ مشتری: بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد. مرکز: میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟ مشتری : پنج تا ستاره (*****)
مرکز: مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟ مشتری: عصرتون بخیر! من بیش از ۴ ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟ مرکز: آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟ مشتری: من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از ۴ ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟
مرکز: چه کمکی از من برمیاد؟ مشتری: من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم. مرکز: خوب، و چه مشکلی وجود داره؟ مشتری: خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟

15 سال و 4 ماه و 3 روز و 11 ساعت و 44 دقيقه قبل