shabnam
in kara non o ab nemishe pashin berin nahar bokhorin...man ke rozam...khodafezi
علی
داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شده به گوش کمتر کسی رسیده. مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می*گذارند.دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته،پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می*دهد. دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می*شوند،به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می*کنند عقیده او را در ادامه ارتباط با نامزدش تغییر دهند،ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود.تا اینکه یک روز اوستا به همراه دوستانش، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از او بوده،در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می*بیند… او ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می*شود. بله نامزد اوستا فرح دیبا بود .. در همان روزها،نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می*شود و در نامه ای از مهرداد اوستا می*خواهد که او را ببخشد.اوستا نیز در پاسخ نامه او تنها شعر زیر را می*سراید..(دیدگاه)
shabnam
این روزها بیشتر از هر روز دیگری دلتنگم ، دلتنگ و مشتاق اویی که باید باشد و نیست .
shabnam
سلامتیه اون پسری که . . . ۱۰ سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . . ۲۰ سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . . ۳۰ سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه . . . باباش گفت چرا گریه میکنی ؟ گفت : آخه اونوقتا دستت نمیلرزید . . .
shabnam
اگه خاطرخواه زیاد داری معنیش این نیست که فوق العاده بی نقصی شاید خیلی ارزون قیمتی !