shabnam
حوّایت میشدم اگر سیبِ سرخی داشتی حیف «آدم» نیستی!!!
shabnam
باید جشن بگیرم… اشکهایم دوباره با من آشتی کرده اند…
shabnam
از حقیقتــــــــ ـ ـ ـ ـ های تلخ خسته ام … یک دروغ شیرینـــــــــــ ـ ـ ـــــ بگو “بگو دوستــ ـ ـــت دارم…” .
shabnam
دلى که اندوه دارد نیاز به شانه دارد نه نصیحت… کاش همه این را مى فهمیدند….!
shabnam
یه وقتایی لازمه یکی “کنارت” باشه.. کاری نکنه و حرفی نزنه ها ! فقط باشه…
shabnam
من روی تو یه حساب دیگه ای باز کرده بودم...ولی اشتباه میکردم..
shabnam
نـــه ایـــــنکــــــــه زانـــــو زده باشــــم نـــــــــه فــــقـــط تـــنهــــــایـــــــــــى ســـــــنکیــــــن اســــــت
shabnam
زنده ام ... متاسفانه ... به آسمان نگاه نمی کنم ........... می ترسم ........... چشمانم به چشمان خدا بیافتد .............
shabnam
وقتی چشمانم را روی هم می گذارم… خواب مرا نمی برد… تو را می آورد!!! از میان فرسنگ ها … فاصـــــــــــــــــــــــــــــــــــله …
shabnam
تلــــــخ ام ! . . مثل ِ خنــده ای بی حــوصلــه....