shabnam
" می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ..."
shabnam
امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود دلش آغوش گرم میخواهد
shabnam
با یاد تو زندگی کردن چه کم خرج است ،
نه خواب میخواهد ، نه خوراک !
shabnam
من از تمام آسمان یک باران را می خواهم و از تمام زمین یک خیابان را …. و از تمام تو یک دست که قفل شود در دست من
shabnam
کم کم یاد خواهم گرفت با آدمها همانگونه باشم که هستند همانقدر خوب ، گرم ، مهربان و همانقدر بد ، سرد ، تلخ
shabnam
ای خداوند آسمانت متری چند؟ دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد.
shabnam
این روزها هوای مرا نداری ،
خفه نمیشوی ؟ بی هوای من !
shabnam
چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنــبد کبــود انتظــارت را میـکشـــــد چــه شیرین اســـــت طعــم پیامکی کــه میگـــوید : " کجایـی"
shabnam
آرام در گوشه ای نشسته ام کار از چسب و باند و پانسمان گذشته “زخم” به روحم رسیده …
shabnam
یکبار هم وقتی منتظرت نیستم …. به سراغم بیا….. بگذار خیالم غافلگیر شود...
shabnam
هی ( ر ا ه ) آمدم با تو … هی (ه ا ر ) شدی با من …
shabnam
کم بــاش از کم بودنت نتــــــــرس اونی که اگـه کم باشی ولــــــــت میکنه همونه که اگه زیـــاد باشی حیفو میلت میکنه. . .
shabnam
طعم سیب میدهد لبهایش و من گناه کارترین حوای زمینم بهشت همین جاست در آغوش تو… با لب های ممنوعه ات… .
shabnam
تلخی مشروب رو به جون میخرم که فقط وقت خوردن بگم به سلامتی اونی که دوسش دارم