سکوت
دوست دارم یک شبه، هفتاد سال پیر شوم در کنار خیابانی بایستم… تو مرا بی آنکه بشناسی، از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی… هفتاد سال پیر شدن یک شبه به حس گرمی دست های تو هنگامی که مرا عبور میدهی بی آنکه بشناسی می ارزد…
سکوت
این روز ها حرفی برای گفتن ندارم اما اشک های زیادی برای ریختن دارم
سکوت
" فراموشت کرده ام " دیگر پشت هیچ پنجره ای در انتظارت نیستم فقط شاید بعدها با لبخندی تلخ یادت کنم
سکوت
به چشم هایت بگو... انقدر برای دلَم ....رجز نخوانند ... من اهل ِ جنگ نیستم .... شاعرم! خیلی که بخواهم گرد و خاک کنم... شعری می نویسم آنوقت اگر توانستی... مرا در آغوش نگیر
سکوت
تنها مرگ است که دروغ نمیگوید! حضور مرگ همه موهومات را نیست و نابود میکند. ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریبهای زندگي نجات میدهد، و در ته زندگی، اوست که ما را صدا میزند و به سوی خودش میخواند.
سکوت
از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای ؟ پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم! اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم! گفت : تو اشتباه می کنی! زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!! جبران خلیل جبران
سکوت
حاصل عشق مترسک به کلاغ،مرگ یک مزرعه است
سکوت
ﭘﻮﻝ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺪ ﻣﺎﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﭘﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ . .
سکوت
” دل ”... اتفاقی ترین اشتباه دنیاست ! بسته میشود آنجا که نباید ؛ کنده میشود از جایی که نباید . . .!!
سکوت
این پست را ســـکـــــوت می کنم.. به مناسبت تمام دلتنگی هایم تو بنویس.. بنویس از دلتنگی هایت... از دردهایت... از هر چه دلت می خواهد...
سکوت
قله ی قـــاف که سهـــل است، من قـــله ی کــاف و لام و مــیم و نــــون و واو را هم بخـاطرت فـــــتح می کنم ... اما تو با تمـــام مــــردانه گی ات، مـــرد باش ! اگر سـراغ نگاهت را گرفتنــــد بگــو که واگــذار شده .
سکوت
ســـاده" کـه بـاشـی زود "حــل" مـیشـوی مـــیروند ســر وقـت "مـــسالـه" بــعــدی!!
سکوت
به سلامتی مگس... که یادمون داد زیاد که دور کسی بگردی... اخرش میزنه تو سرت......