Somayeh R
عشق را رنگ آبی زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردی را سیاه، دروغ را سفید، ولی نمی دانم چرا به تو که میرسم نمی دانم مهربانی چه رنگی است . . .؟
Somayeh R
حکـــایــت عجیـــبی دارد ایــن اشـــک کــا[!]ـــت حروفـــش را بهمـ بریزی تــا بشــود کــاش
Somayeh R
جمله "دوستت دارم" سوالی نیست! اما همه بعد از گفتنش ، منتظر جوابن!!
Somayeh R
"فلفل ” هیچ وقت فکر نمیکرد که چنین نقشی در تربیت کودکان ایرانی داشته باشه . . . !
Somayeh R
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند. عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند. دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست...
Somayeh R
شب کهـ میشود نبودن هایت را زیر بالشم میگذارم، و شجاعتم را زیر سوال میـــــبرم! ...دوام می آورم تا فـــــــــــــردا؟!
Somayeh R
دوست داشتن یعنی بیست نفر واست سالاد فصل سلطنتی درست میکنند… لب نمیزنی… ولی دووست داری تره ای رو بخوری که “اوون” هیچوقت واست خرد نمیکنه!
Somayeh R
با یک گل هم “بهار” می شود ، اگر در دلمان جوانه بزند ! .
Somayeh R
ای قطار ، راهت را بگیر و برو ! دیگر نه کوه توان ریزش دارد و نه ریزعلی پیراهن اضافه ، دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست..
Somayeh R
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند .