سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
توی كودكی، اولينبار، وقتی طرفِ اعتراضم رسمروزگـار بود كه، فهميدم پدر و مادرم يه روزی پير میشن؛ و از من كاری برنمياد
سـیـاوشــ
امروز صبح داشتم تقویم را نگاه میکردم، دیدم پاییز امسال از شنبه شروع میشود. اول هفته و اول ماه و اول فصل
سـیـاوشــ
اینطوریه که قبل از حموم رفتن یه لیوان آب میوه پر میکنم و میزارم رو میز و میرم دوش میگیرم و میام بیرون. بعد یهو با تعجب به لیوان روی میز نگاه میکنم و میگم اِ مرسی عزیزم باز برام آب میوه گذاشتی. و... میخورم
سـیـاوشــ
یه کم به اطرافتون نگاه کنید، شاید یکی به شما دل بسته! شاید یکی امیدش شمایید، شاید یکی فقط شمارو داره! بهش توجه کنید! نزارید ب ف^ک بره
سـیـاوشــ
یاد بگیرید، یا به کسی نزدیک نشید ، یا اگه نزدیک شدید یهو فاصله نگیرید! آدمارو اینجوری ب ف^ک میدید
سـیـاوشــ
همه ی آدما سنگ دل نیستن... یادبگیرید دل آدمای حساس رو نشکونید! اونا هم سنگ میشن! روز به روز آدمای خوب کمتر میشن
سـیـاوشــ
این روزها تو مثل آن کبودی دردناک روی بازویم شده ای که هر چه فکر میکنم یادم نمیآید کی و کجا و چطور