سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻤﺎﻧﻢ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﻋﺸﻘﻢ ﻧﺎﺑ ﺍﺳﺖ ، ﺑﺪﻭﻥ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﻭ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﺻﻠﯽ
سـیـاوشــ
ﻭﻗﺘﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻡ ، ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻟﺒﻬﺎﯾﺖ ﺑﮕﻮ ﻟﺒﻬﺎﯾﻢ ﮔﻔﺘﻨﺪ مااااااچ
سـیـاوشــ
برای سوالی که اشتباهه، جوابی هم نیست
سردردهای من
دریا هم که باشم دل به آبیِ لباست میزنم ، آبی بپوش
سـیـاوشــ
آدم یه وقتهایی از آرزوهاش بدش میاد... وقتی که از آرزو میرسن به حسرت...!
سـیـاوشــ
آدم همین وقتهاست که میتونه همه رو بشناسه! بشمار سه رفت اون که همش میگفتی جاش روی تخم چشمهاته رفاقتها بوی خیانت میدن...! نه نگو، توی قیافت دیدم... یکی راست حسینی بهم بگه معنی رفیق و کیا فهمیدن؟ ای کاش بتونم دلیل نامردیهارو بدونم همین! (b)تا دو نفر رو با هم آشنا کردیم ، تیم شدن که بد منو بکوبن زمین(b) قلبتو عشقتو حستو وقتترو هزینه کن، که آخرم بره با یکی دیگه، تنهایی بشه نصیبمون؟ زندگیت یک جزیره بود، قدم زدم در مسیر تو، که با لبخند بهم بگی همه اینا وظیفه بود؟ یزیدتو...
سـیـاوشــ
کم کم برم بخوابم... صبح باید بیدار بشم برم انقلاب... هرچند کاش میشد نرم