پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟ پسر جواب داد:من میزنم پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید با ناراحتی از کنار پسر رد شد بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود. ... پسرم من میزنم یا تو؟ این بار پسر جواب داد شما میزنی. پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟؟؟ پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی.............. سلامتی همه پدرا ......................
پسرکی از مادرش پرسید: مادر چرا گریه می کنی
مادر فرزندش را در آغوش کشید و گفت : نمیدانم عزیزم نمیدانم
پسرک نزد پدرش رفت و گفت : چرا مامان همیشه گریه می کند او چه می خواهد.
پدرش تنها دلیلی که به ذهنش رسید این بود که همه زنها گریه می کنند بی هیچ دلیلی
پسرک متعجب شد ولی هنوز از اینکه زنها خیلی راحت به گریه می افتند متعجب بود
یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می کند از خدا پرسید:
خدا چرا همه زنها گریه می کنند ؟
خدا جواب داد من زن را به شکل ویژه ای آفریده ام.
به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند.
به دستانش قدرتی داده ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند به کار ادامه میدهد و اگر همگان ناامید گردند با نگاهی به آنها امید بخشد.
به او احساس داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند.
به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد از خطاهای او بگذرد و همواره کنار او باشد.
و به او اشکی داده ام تا هر هنگام که خواست فرو بریزد.
این اشک را منحصرا برای او خلق کرده ام تا هرگاه که از زیادی ناملایمات به جان آمد از آن استفاده کند.
زیبایی یک زن در لباسش , موها یا اندامش نیست.
زیبایی زن را باید در چشمانش جستجو کرد زیرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست.
چقدر خوبه ادم یکی را دوست داشته باشه نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره نه به خاطر اینکه تنهاست و نه از روی اجبار بلکه به خاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره..............
عاشقتم آقا جونم

15 سال و 14 ساعت و 26 دقيقه قبلمرسی داداش عالی بود
نوکرتم داداش امیر...........اقایی از خودته...........
15 سال و 14 ساعت و 22 دقيقه قبلعزیزی داداش گلم
15 سال و 14 ساعت و 20 دقيقه قبل