احمد رضا
بهادر مالکی، گوینده شخصیت فامیل دور...........
احمد رضا
مردی می ره پیش کشیش تا اعترافکنه. می گه:من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم. کشیش می گه: خوب این که گناه نیست! ... مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه. کشیش می گه: درسته کهکارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی. مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه… کشیش می گه: بگو فرزندم. مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟
احمد رضا
شیخ را گفتند چه خوری ؟ گفت: گوشت ملت گفتند:چه نوشی ؟ گفت: خون ملت............ گفتند:چه پوشی ؟ ... ... ... ... گفت: پوست ملت وی را گفتند از چه راه اینها را بدست میاوری ؟ گفت:جهــــــــل مـلـت
احمد رضا
اس ام اس یک پسر ایرانی:
عزیزم ، خوبی ؟!
دلم واست تنگ شده
همش دارم به تو فک میکنم گفتم یه اس بهت بدم ببینم در چه حالی!
Send to»»» سپیده ، روشنک ، آناهیتا ، سمانه ، آتنا ، مریم ,
احمد رضا
می دانم که سرت شلوغ است... هر چقدر بخواهی منتظرت می مانم اینجا .... روی همین پله ها! اما زودتر بیا پایین خدا جان... این پایین همه با تو کار دارند............
احمد رضا
بین رد رژ لب رو یقه تا جای ریمل رو شونه، یه دنیا غم فاصله ست..........
احمد رضا
توسط موبایل
ســـــــــلام.....همین الان از عـــــــروسی برگشتم.....اوففففف که چه عروسی بود.....
احمد رضا
به سلامتیه كسي كه نميشناستت
اما نوشته هاتو ميخونه
تا از درونت با خبر بشه
و بهت بفهمونه كه تنها نيستي
احمد رضا
سلامتی اونایی که دستتو تا آ رنج عسل کنی بکنی تو حلقشون بازم دستتو گاز میگیرن